تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر امیر (شعبه سلمان فارسی اصفهان) - متن کامل سی دی هستی از مهندس حسین دژاکام (قسمت دوم)
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :



هستی


((قسمت دوم سی دی هستی))

الان از زمان انقلاب تقریباً چهل سال می‌گذرد و از قبل از آن هم بوده است. در طول این چهل سال ما یک فرهنگستان لغت داریم که تمام علما، متخصصان ادبیات جمع شده‌اند و بعضی لغات جدید را درست می‌کنند؛ مثلاً به جای هلی‌کوپتر بگوییم چرخ‌بال یا به جای کامپیوتر بگوییم رایانه! حال صرف اینکه این کار درست است یا غلط؛ مثل این است که یکی یک بچه دارد، اسم بچه‌اش را گذاشته جک و یا بچه به دنیا آورده اسمش را گذاشته ژولیت! بعد ما بگوییم نه؛ اسم پسرش که گذاشته جک را ما به او اصغر بگوییم و آن که ژولیت هست را بگوییم نرگس! مال یکی دیگر است، بچهء کس دیگری است؛ شما برای چه اسم عوض می‌کنید؟ آن کسی که این دستگاه را درست کرده، اسمش را گذاشته هلی‌کوپتر! چون او اختراعش کرده است، تو برای چه اسم آن را عوض می‌کنی؟ شخصی هم کامپیوتر را درست کرده و اسمش را گذاشته کامپیوتر، تو که درستش نکرده‌ای! پس چرا اسمش را عوض می‌کنی. یا اسم این تلفن است و یا رادیو است ما بگوییم درست نیست و باید اسم دیگری بگذاریم. صرف از این موضوع؛ با چه هزینه‌ای این لغات را عوض کرده‌ایم که حالا خوشایند هست یا خوشایند نیست؟ جامعه می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد. الان همه می‌گوییم هلی کوپتر، خیلی کم پیش می‌آید که بگوییم چرخ‌بال! اکثر مردم می‌گویند کامپیوتر، خیلی کم پیش می‌آید که بگوییم رایانه داری؟ که اکثراً این رایانه را با یارانه اشتباه می‌گیرند. حال یارانه را خودمان درست کردیم و این اسم را برایش انتخاب کردیم، اما بعضی چیزها مال ما نیست و ما نمی‌توانیم آن را عوض کنیم. بعضی وقت‌ها از روی تعصب می‌گوییم که نه؛ اسم این باید عوض شود و اسم ایرانی بگذاریم. هلی‌کوپتر، رادیو، تلفن، این بچه و ... مال کس دیگری است و تو نمی‌توانی آن را عوض کنی. چقدر توانسته‌ایم در طول این 40 سال اسم عوض کنیم. حال این را در نظر بگیریم که به وجود آمدن یک زبان به این شوخی‌ها نیست. با این همه اساتید و متخصصان ادبیات ما چقدر توانسته‌ایم لغت عوض کنیم؛ هر لغتی چند میلیون تومان هزینه‌اش می‌شود؛ پس ببینید دستورهای زبان به صورت زبان فرانسه، زبان عربی، زبان روسی، زبان انگلیسی و... اینها همین طوری که در نیامده است. 10 هزار سال پیش، 5 هزار سال پیش اینها در آمد، وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم ساختار زبان‌ها هم یک سابقه چندین میلیون ساله دارد.

حتی نسل‌هایی که انسان به وجود آمده هر کدام یک نسل است؛ مثلاً زرد یک نسل است، سیاه‌پوست یک نسل است و ... همه با هم متفاوت هستند و همه با حساب و کتاب هستند. پس این که می‌گوییم انسان از نسل میمون است و اینها... به این سادگی و به این قضیه نیست. تکامل بسیار خوب است، اما نه برای به وجود آمدن خلق انسان! در سیستم هست اما به وجود آمدن آنها حساب و کتاب دیگری دارد. در قرآن نیز آمده است که ما از حیوانات 8 تا را نازل کردیم، انسان هبوط کرد،  انسان را فرستادیم پایین به جهان دیگری که اینها را باید جای دیگری دنبال کرد. مسئله‌ای که ما داشتیم و دفعه قبل هم به آن اشاره کردیم نفس بود. گفتیم نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند. باز برمی‌گردیم به این نکته که عاقبت جهان نیستی هست و یا هستی؟

ما هنوز بعد از 1400 سال یعنی 14 قرن از زمان رسول خدا تا الان هنوز تفاوت و مفهوم بین روح و نفس یا روح و جن را نفهمیده‌ایم؛ یعنی چقدر ما هنوز اندر خم یک کوچه هستیم و اطلاعات ما کم است. گفتیم آن چیزی که تعیین موجودیت می‌کند نفس است در ظاهر و باطن! ظاهر که در قسمت فیزیولوژی و ظاهر است و باطن آن چیزی که در صور پنهان است.

هر نفس یا موجودی که بخواهد خودش را نشان دهد باید سه اصل داشته باشد:

1: باید آن موجود یک چیزی داشته باشد یعنی یک سایه‌ای داشته باشد، یک شکلی داشته باشد.

2: باید یک مجموعه اطلاعات و آگاهی داشته باشد، یک دانشی داشته باشد.

3: باید یک وسیله‌ای داشته باشد تا بتواند با جهان بیرون ارتباط برقرار کند.

این سه مورد را باید هر نفسی داشته باشد. حال چه در صور آشکار باشد و چه در صور پنهان!

آن چه تعیین موجودیت می‌کند انسان است یعنی نفس خود ما هستیم. زمان مرگ هم که فرا می‌رسد طبق کلام الله مجید؛ فرشتگان مرگ می‌آیند نفس را تحویل می‌گیرند و می‌برند و جسم هم تن پوشی بیشتر نیست. حال ما در این جهان که هستیم این جسمیت ما یک وسیله ماست، ماشین ماست.

اگر اتومبیل را در نظر بگیریم، اتومبیل اول به وجود آمد یا راننده‌اش؟ اول خود راننده! یعنی قبل از خلق جسم، نفس بوده است. آنجا هم جسم خلق می‌شود یعنی در گردهمایی بزرگی که در آسمان خلق می‌شود آنجا می‌گوید: آیا من پروردگار تو هستم و ما می‌گوییم بله؛ آنجا مرحله‌ای است که قرار است جسم به وجود آید.

پس نفس یک چیز مشخصه‌ای می‌خواهد. حال جدا از این که مانند یک ماشین است باید قابل شناسایی هم باشد. هر کدام از ما از نظر چهره با هم متفاوت هستیم. برای چه؟ برای این که قابل تشخیص باشیم. همه یک شکل نیستیم. قدیم یک لطفه‌ای می‌گفتند که شما باید به این چینی‌ها نفت نفروشید، گفتند برای چه؟ گفتند برای این که می‌خواهیم پولش را بگیریم نمی‌دانیم از کی باید بگیریم چون همه شبیه به هم هستند. این دیدگاه ماست که چینی‌ها را شبیه به هم می‌بینیم، اما آنها هم را شبیه به هم نمی‌بینند. اگر زیاد با آنها نشست و برخاست کنیم می‌بینیم که با هم متفاوت هستند. ما اسب‌ها را همه یکی می‌بینیم، اما اگر یکم با اسب ها کار کنیم می بینیم که با هم متفاوت هستند؛ بنابراین آن سایه تعیین کننده ماست که ما چه هستیم، چه شکلی هستیم و هویت ما به وسیله شکل و سایه ما قابل تشخیص است. قابل شناسایی هستیم. اگر همه یک شکل بودیم نمی‌دانستیم کی همسر کی هست؟ کی برادر کی هست؟ کی بچه کی هست؟ همه یک شکل بودند و این یک وجه تمایزی هست که همه قابل شناسایی هستند. حال فرض کنید که ما به جهان آخرت اعتقاد داریم، حال وقتی فرشتگان نفس را به جهان دیگر می‌برند، می‌برند به جهان برزخ یا جای دیگری؟ آنجا آیا باید قابل شناسایی باشد یا نباشد؟ یا آنجا همه به شکل بخار یا گاز هستند؟ آنجا هم باید قابل شناسایی باشد. پس آنجا جسمیت دوم شکل می‌گیرد که کالبد بعدی یا کالبد برزخی است یا همانی است که ما در خواب می‌بینیم؛ پس در جهان دیگر نیز ما باید قابل شناسایی باشیم. بتوانیم تشخیص دهیم کی به کی است؟ آنجا ما باز دو مرتبه جسمیت داریم. گفتیم نفس سه ویژگی باید داشته باشد: یکی سایه، یکی حس و دیگری مجموعه اطلاعات و آگاهی! پس مجموعه اطلاعات و آگاهی یک موجود تعیین می‌کند که این چه موجودی باشد که چه قدر اطلاعات و آگاهی داری. آیا موجودات هم برای پا به هستی گذاشتن، اطلاعات و آگاهی می‌خواهند؟ بله! تمام موجودات احتیاج به اطلاع و آگاهی دارند. آن اطلاع و آگاهی هست و آن حس‌هایشان هست که می‌توانند به حیات خودشان ادامه دهند. نگاه می‌کنید می‌بینید یک بوته بیابانی چقدر اطلاعات دارد؟ آیا اصلاً فکر کردید که اطلاعات و آگاهی دارد یا نه؟

فرق یک بوته بیابانی با یک بوته گل سرخ، با یک بوته کلم، با یک بوته هندوانه و ... با هم فرق می‌کنند. چطوری خربزه؛ آب را که مزه‌اش را می‌دانیم خاک هم که مزه خوبی ندارد؛ چطوری این بوته این آب و خاک را می‌گیرد و تبدیل به شکر و شیرینی می‌کند؟ چرا ما نمی‌توانیم از آب و خاک شکر درست کنیم؟ شیرینی درست کنیم؟ ما انسان‌ها چرا قادر نیستیم از آب و خاک شکر بگیریم؛ ما که از نظم علم و فنون و همه چیز پیشرفت کرده‌ایم. چغندر قند از خاک و آب قند درست می‌کند. آن برمبنای چه نوع اطلاعاتی، چه نوع کارخانه‌ای هست؟ چه سیستمی هست؟ چه تغییر و تبدیلی هست که آن بوته را تبدیل به چغندر قند می‌کند و آن را شیرین می‌کند؟

پس اطلاعاتی که یک گیاه دارد با اطلاعاتی که یک درخت خرما دارد با هم فرق می‌کند. درخت خرما نر و ماده دارد و این قدر اهمیت دارد که به آن می‌گویند نفر! واحد شمارش انسان نفر است. وقتی به شتر می‌رسیم نمی‌گوییم 5 رأس شتر؛ می‌گوییم 5 نفر شتر! درخت خرما و شتر این قدر با اهمیت هستند که ما به آنها نفر اطلاق  می‌کنیم. با درخت خرما می‌شود زندگی کرد و زندگی هم می‌کنند، چون درخت خرما هم از تغذیه آن استفاده می‌شود و هم از آن حصیر می‌بافند و هم با آن خانه درست می‌کنند، بادبزن درست می‌کنند و ... حتی شنیده‌ام که مغز دارد یعنی اگر آب قسمت بالایش برود درخت خفه می‌شود، می‌میرد. پس شعوری که آن دارد با شعوری که یک گیاه معمولی دارد با هم فرق می‌کند. پس تعیین موجودیت را چه چیزی می‌کند؟ آن مقدار اطلاعات و آگاهی! یعنی مجموعه گیاهان از نقطه صفر شروع کردند به رشد و جمع‌آوری اطلاعات! اطلاعات را جمع‌آوری کرده، باز قسمت زمان عمرش گذشته، از بین رفته، به بُعد دیگری می‌رود، اطلاعات دارد و در مرحله بعدی اطلاعاتش بیشتر می‌شود. پس مرحله به مرحله موجودات کامل و تکمیل شدند؛ بنابراین می‌بینیم که یک گنجشک اطلاعاتش با یک شاهین فرق می‌کند. یک کلاغ اطلاعاتش با یک عقاب فرق می‌کند. یک مرغ خانگی با یک عقاب خیلی فرق می‌کند. عقاب دارای یک تفکر و اندیشه بالایی است. چه دید ژرفی دارد. از آن بالای آسمان‌ها در حال پرواز است، شیرجه می‌آید پایین، خرگوش را از زمین بر می‌دارد و می‌برد. هیچ ماشین جنگی چنین قدرتی ندارد که بیاد روی زمین شیرجه بزند. برداشتن یک خرگوش از روی زمین با چقدر فاصله باید باشد که با آن سرعت شیرجه بزند و خرگوش را بردارد و برود. کوچک‌ترین اشتباهی کند پودر می‌شود؛ پس اطلاعات و تجربه‌اش فرق می‌کند. این اطلاعات و تجربه در انسان هست، در موجودات هست و با هم متفاوت است.





ن : مسافر محمد
ت : سه شنبه 24 بهمن 1396
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.