تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر امیر (شعبه سلمان فارسی اصفهان) - هفتمین سال رهایی کمک راهنمای محترم مسافر امیر
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

سخنان استاد رضا در خصوص دستور جلسه : هفتمین سال رهایی مسافر امیر
امیر، وقتی که اصفهان فقط یک نمایندگی داشت و آن هم در کتاب خانه سلمان فارسی ابر بود وارد کنگره شد و هیچ گونه تعادلی هم نداشت، بعد از مدت کوتاهی که در پروسه درمان قرا گرفت به عضویت تیم فوتبال کنگره در آمد و از تعادل بالایی برخوردار شد و اگر کسی درست سفر کند این گونه است.

آن موقع برای مسابقات فوتبال باید هر هفته با هزینه شخصی به تهران میرفتیم و تنها کسی که با تمام وجود تیم فوتبال را همراهی کرد امیر بود.

نکته آخر اینکه امیر با وجود داشتن شرایط شغلی خیلی سخت و این که همیشه شب کار بود به خوبی توانست سفر کند و به درمان برسد و این بستگی به خواسته شخص دارد.

در پایان هفتمین سالروز رهایی امیر عزیز را به آقای مهندس، خانواده محترم شان و به همسفرانش تبریک میگویم

























اعلام سفر مسافر امیر:

آنتی ایکس تریاک و شیره ، مدت سفر 15 ماه  نام راهنما آقای مهدی روش درمانDSTداروی داری درمان اپیوم مدت رهایی 7ماه و 3 ماه


آرزوی مسافر امیر:

آرزو می کنم هرچه زدودتر کنگره جهانی شود .




آرزوی  همسفر خانم اعظم:

آرزو می کنم تمام مسافران و همسفران این جایگاه را حس کنند





آرزوی همسفر پریسا:

آرزو می کنم انسان های مصرف کننده به رهایی برسند و این جایگاه را لمس کنند


خلاصه سخنان مسافر امیر :

ماه مبارک رمضان را به همه عزیزان تبریک عرض می  کنم ، انشاالله ماه خوب و پر برکتی داشته باشیم .

تشکر می کنم از آقای مهندس و خانواده محترم شان که بستری فراهم کردند که ما بتوانیم از بندهای تاریک اعتیاد به نور برسیم ،از راهنمای خوبم آقای مهدی تشکر می کنم که با صبرشان توانستتند به بنده کمک کنند  که من هم به رهایی برسم .

راهنمای سفر اولم آقای مهدی بود ولی بخاطر شرایط شان اغلب ماهی یک یا دوبار سر لژیون می آمدند و همیشه می گفتند می توانید لژیونتان را عوض کنید ولی در نبودشان بچه های لژیون دست به دست همدیگر می دادند و لژیون را اداره می کردند یکی از این افراد آقای رضا بود که امروز در جایگاه استادی هستند.

طبق صحبت های که آقا رضا انجام دادند نقطه تحمل بنده بسیار پاِئین بود در حدی که وقتی آقا رضا گفتند نمی توانی در لژیون ما بشبنی می خواستم با ایشان برخورد فیزیکی کنم .

آنچه خودم خواستم نه آن شد     آنچه خدا خواست همان  شد

دستور جلسه امروز اتفاقی با تولد من یکی نشده است چون امیر که قبلا نقطه تحملش پایین بود ،امروز باید در این جایگاه در مورد نقطه تحمل صحبت کند به همین جهت از خداوند سپاس گذار هستم .

آقای رضا برای من زحمت های بسیاری کشیدند در زمینه ورزش من را یاری کردند در دوران سوء مصرف ورزش را به طور کلی فراموش کرده بودم ولی آقای رضا جرقه ورزش را برای من زد و یکی از مکمل های درمان من ورزش شد ،این را همیشه گفته ام اگر آن زمان آقای پروانه در زمینه ورزش به بنده بها نداده بود شاید الان در این جایگاه نبودم .

زمانی که وارد کنگره شدم به قدری تفکرم خراب بود که پیش خودم گفتم چقدر برای فروش مواد مخدر مشتری هست .

راُس ساعت به کنگره می آمدم و بعد از گذشت نیم ساعت به مکانی که نزدیک به کنگره بود می رفتم و تا آخر وقت کنگره مصرف می کردم ولی بعد از شش ماه جرقه سفر کردن درون من خورد و این را مدیون صبر راهنمای عزیزم و ورزشی بود که انجام می دادم .

از هم لژیونی های عزیزم (آقای مجید، آقای سعید ، آقای محسن، آقای ابراهیم، آقای عبدالله، آقای حسین و آقای محمد) تشکر می کنم چون این عزیزان در آن زمان من را تحمل کردند چون من همیشه در تفکر، تمسخر این عزیزان بودم ولی صبر و استقامت را از این عزیزان آموختم و در زمان های که آقای مهدی حضور نداشتند دست به دست همدیگر می دادیم و لژیون را برگذار می کردیم.

همیشه این را گفته ام که بعد از راهنمای خودم چندین راهنما داشتم و تمام این افراد در رهایی من سهیم بودند چون همانطور که راهنمای  عزیزم فرمودند صحبت کردن هم بلد نبودم چون از زمان تحصیل اعتیادم شروع شد تا زمانی که به کنگره آمدم و در این مدت ۲۲ سال اکثر وقتم را در پاتوق ها می گذراندم  اگر می خواستیم به میهمانی برویم ساعت یازده شب میرفتم و همیشه در مجالس آخر وقت می رفتم جوری که همه می دانستند وقتی می گفتم الان می آیم یعنی ساعت یک شب را می گویم.

تشکر می کنم از ایجنت محترم ،از اسیستانت ،از مرزبان های محترم و از همه عزیزانی که از نمایندگی های دیگر آمده اند و به من انرژی دادند ،از خانواده محترم که در جلسه حضور دارند مخصوصا مادر خانمم که در این راه صبور بودند و  باعث شد که همسفرم با اینکه از من بریده بود برایم بال پرواز شود .

تشکر می کنم از همسفر هایم که باعث شدن من در کنگره بمانم و به این جایگاه برسم چون زمانی که من سفر می کردم مصرف دودی بود و شرایط سخت ولی با این حال صبور بودند و پاداش این صبوری را امروز گرفتیم .

از راهنمای ویلیامم آقای محسن ،از آقای رضا بخاطر اینکه قبول کردند و استادی جلسه را پذیرفتند و پیام زیبای را برای من نوشتند ،از راهنمای همسفرم سرکار خانم اسماعیلی تشکر می کنم ..




خلاصه سخنان راهنمای همسفر سرکار خانم طاهره:

خداوند را شکر به جهت اینکه توفیق داد در جمع دوستان محبت حضور داشته باشم و خدمت عزیزان فرارسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک عرض می کنم.

تبریک ویژه می گویم خدمت آقای امیر ، خانم اعظم و همچنین پریسای عزیز  که واقعا راه سختی را طی کردند .

شاید با تعریف خاطره های که مسافران از دوران سوء مصرف می گویند کمی بخندیم ولی اگر فکر کنیم  تمام بدن انسان به لرزه در می آید اتفاقاتی که مسافران تعریف می کنند شاید خیلی از این  اتفاقات برای خیلی ها رخ داده باشد و این ترسیدن ها برای خیلی از همسفر ها بوده است  چه شب های با استرس و نگرانی سر به بالش گذاشته اند .

در کنار این شادی و تبریکی که می گویم جا دارد به آقای رضا تبریک بگویم به جهت پرورش استادانی که در لژیون شان تربیت کرده اند .

خانم اعظم با تمام سختی ها که در خانه پدر و همسر شان داشتند بسیار خوب تلاش کردند.امروز شاید تازوه وارد انی داریم که با یک مسافر وارد کنگره شده اند اما این تولد برایشان پیام خوبی دارد که به آن درک برسند که کسانی با مشکلات بسیار بیشتر به رهایی رسیده اند پس من هم می توانم حرکت کنم.

خانم اعظم در خانه پدری با چند نفر مصرف کننده زندگی کرده بودند ولی باز بعد از این سختی ها شرایط برایشان تکرار شد و آن سختی ها باز در خانه شوهر برایش اتفاق افتاد .

مسافر مانند یک نارنجک است ولی ترکش هایش به همسفر می خورد. خانم اعظم همیشه فعال بودند ولی ترکش ها رو نمایی کرد و بیماری هایشان رو افتاد ،مشکلات بر روی صحنه آمد و دیگر هیچ کار نمی شد انجام دهیم.

بچه های لژیون خانم اعظم درجریان هستند که خانم اعظم با چه مشکلاتی لژیون شان را برگذار می کردند ولی  به خاظر شرایط شان مجبور شدند به مرخصی بروند. و این نتیجه زندگی با یک مصرف کننده است .

شکر خدا با حمایت آقای امین و مادرشان و با دانایی خودشان مقداری از بیماری بهبود پیدا کرده است و باز شروع به خدمت در جایگاه کمک راهنمایی کرده اند.

تبریک ویژه به ایشان می گویم با تمام مشکلاتی که  آن زمان داشتند پنج نفر از لژیون شان به جایگاه کمک راهنمایی رسیدند ،پس واقعا دست مریزاد دارد کسی که با تمام مشکلات همسفر چند نفر بود و به رهایی رسید و چنین همسفری همسفر عشق بی قید و شرط است .

خدا قوت خدمت این خانواده عزیز می گویم و همچنین به خانم پریسا تبریک می گویم چون از بچگی در کنگره بوده است و  هیچ وقت خسته نشد،این روز عزیز راخدمت تمامی اعضای کنگره تبریک عرض می کنم .



خلاصه سخنان همسفر خانم اعظم :

 این ماه بسیار زیبا و پر خیر و برکت را خدمت همه عزیزان تبریک می گویم.

همه شب نماز خواندن ،همه روز روزه رفتن، همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن ، ز مدینه تا به کعبه سر پا برهنه رفتن ، بخدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن، بخدا قسم کسی را ثمر آنقدر نبخشند که به روی نا امیدی در بسته باز کردن.

از خانم طاهر کمک راهنمای صبور و بزرگم تشکر می کنم چون حدود ده سال پیش با حال خرابی که داشتم باز به من آرامش می داد و به کنگره دعوتم می کرد .

آن زمان پریسا حال بسیار خرابی داشت ولی خانم طاهر می گفت جلسات را ترک نکن .موقع دعا دست پریسا را محکم می گرفتم و انرژی که از بقیه می گرفتم را به پریسا منتقل می کردم  تا اینکه بعد از چند ما پریسا به تعادل رسید و بعد از صحبت کردن با آقای حکیمی و با تیپر کردن قرص هایش به نتیجه رسیدیم.

به سبب اعتیاد پدرم پرونده اعتیاد در زندگی من پرونده تازه ای نبود و الان که این جایگاه را لمس کردم تجربه های  زیادی در تاریکی بزرگ کسب کردم ولی در کنارش روشنایی بزرگتری را حس کردم و جایگاهی که در آن قرار گرفته ام را با هیچ‌ چیز نمی توانم عوض کنم.

به همسفر های که تازه وارد کنگره می شوند توصیه می کنم به کنگره ایمان داشته باشند چون خودم به این موضوع رسیده ام کنگره جای نیست که ما بگویم نمی توانیم به نتیجه برسیم مطمعن باشید که کنگره بستر امنی است که ما می توانیم بزر بکاریم و بزر مان شکوفا بشود و به میوه برسد و بتوانیم از آن میوه که رهایی است بچشیم.

 از آقای مهندس  و خانواده محترم شان از راهنمای عزیزم سرکار خانم طاهره،از آقای مهدی و آقای رضا ، از خانم داودی ،از رهجوهای عزیزم ،از مسافر  عزیزم بخاطر حرکت بزرگی که انجام داد و از همه شما عزیزان تشکر می کنم




خلاصه سخنان همسفر پریسا:

 فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم ماه خیلی خوبی برای همه باشد.

تشکر ویژه دارم از مادرم که بال پرواز بود و در به آرامش رسیدن من و پدرم بسیار تلاش کرد و تشکر ویژه ای دارم از پدرم که به کنگره آمد و در راه درست حرکت کرد و سعی کرد حال خرابش را کنار بگذارد و درمان بشود در راُس از آقای مهندس و خانواده محترم شان ، از آقای مهدی ، از خانم طاهره ،از آقای رضا ، از آقای محسن راهنمای ویلیام پدرم ، از راهنمای خوب خودم خانم الهام و همچنین از همه شما عزیزان تشکر و قدر دانی می کنم .












ن : مسافر فرزاد
ت : یکشنبه 30 اردیبهشت 1397
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نیاز یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 04:31 ب.ظ
خیلی دوست دارم تبادل لینک داشته باشم.بهم سر بزن اگه خوشت اومد تبادل انجام بده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.