تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر امیر (شعبه سلمان فارسی اصفهان) - خلاصه فرمایشات استاد در روز یکشنبه 06 خرداد 1397با موضوع سی دی دلتنگی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

در ابتدای جلسه استاد از رهجوهای لژیون خواستند تا در مورد سی دی "دلتنگی" مشارکت نمایند که تعدادی از مشارکت ها بدین صورت می باشد :

مسافر احمد :ما همگی بر اساس پیوند محبت دور هم جمع شده ایم و با پیوند محبت است که خدمتگذاران کنگره بدون هیچ چشم داشتی خدمت می کنند ،افرادی که محبت ندارند همیشه درگیر پریشانی هستند و افرادی که محبت دارند همدیگر را می فهمند و دیدگاه آنها به هم نزدیکتر می شود .همه ما با کوله باری از مشکلات وارد کنگره شدیم ولی کم کم وارد جمع دوستان محبت شدیم و از دلتنگی نجات پیدا کردیم و به کسب آموزش و تزکیه و پالایش پرداختیم


مسافر فرزاد : انسانی که در آرامش نباشد دلتنگ می شود و علت نداشتن آرامش مشکلات زندگی است ، باید بدانیم که بدون وجود مشکلات زندگی یکنواخت می شود و علاوبر آن تا مشکلات نباشد آموزش هم نمیگیریم  ،اگر با این دید به مشکلات نگاه کنیم آنها را به چشم رحمت می بینیم و دیگر اشفته و دلتنگ نمی شویم . مورد دیگری که ما را از دلتنگی نجلت می دهد محبت است محبت از "حب" یعنی دوست داشتن می آید و این حب و دوست داشتن است که ما را گرد هم جمع کرده و دوستانی بدون کوچکترین منت و چشم داشت به همدیگر خدمت می کنند ،با محبت است که با هم یک زبان می شویم .

استاد امیر در ادامه به توضیحاتی در مورد دستور جلسه پرداختند و فرمودند :اگر روی کلمه " دلتنگی " تفکر کنیم در می یابیم که زیر مجموعه " محبت " است . چرا انسان دلتنگ می شود  و چگونه ؟ بدین صورت که چون در گذشته به ما محبت شده است بعنوان مثال :پدر من به من محبت کرده وقتی اکنون آن محبت را به یاد می آورم دلتنگ او میشوم ،این در موارد ارزشی است . در ضد ارزش هم بر همین منوال است ،خاطرات دوران ضد ارزشی و محبت دوستان در دورهمی ها به یاد می آید که با هم شاد بودیم و می خندیدیم . خاطرات ضد ارزش به این دلیل یاد آوری میشوند که انسان دوباره به آن مسیر برگردد و راه را گم کند  .

از طرفی دیگر بستگان یا افرادی در گذشته به ما محبت کرده اند و اکنون در میان ما نیستند و یاداوری آنها هم سبب دلتنگی است .

در سی دی جناب مهندس از مثلت { خواست – تقدیر و فرمان } صحبت می کند . اگر انسان خواسته قوی نداشته باشد هیچ حرکتی انجام نمی دهد وقتی گرسنه می شویم خواست ما باعث حرکت و رفتن به دنبال غذا می شود . اگر امروز تک تک ما در کنگره هستیم بخاطر خواسته قوی بوده است .خیلی افراد پشت درب های کنگره دست به دعا هستند که درمان شوند ولی هنوز به کنگره راهنمایی نشده اند ،اینجاست که "فرمان " مطرح می شود .یعنی هنوز فرمان برایشان صادر نشده است . اینجا فرمان برای من صادر شده است که وارد کنگره و درمان شوم و فرمان را برای او هم صادر کنم .راهنمای من زمانی به من گفت اگر در یازده ماه درست سفر کنی و آموزش بگیری و فرمانبردار باشی روزی فرمانده فرمانده چند نفر می شوی که فرمان را برای آنها صادر کنی .یعنی امکان پذیر نیست که خداوند برای تک تک انسانها فرمان را به صورت شخصا صادر کند بلکه از طریق دیگران این امر صورت می گیرد  در سی دی هم اشاره شده است که فرمان برای گروه خاصی است  ،اگر شما در کنگره راهنما شوی یعنی فرمان برایت صادر شده است ،یا مدیر عامل فلان مجموعه یا کارخانه شوی ،فرمان برایت صادر شده است که چند نفر را مشغول به کار و یا حتی از کار بیکار کنی . امروز فرمان اینگونه صادر می شود که به خواست خود به کنگره وارد شوی و رهایی تقدیرت شود و با حرکت و کسب آموزش باعث شوی که فرمان صادر شود . هر کدام از ما در گذشته به نحوی کارهای ضد ارزشی انجام می دادیم مثلا آزار و اذیت دیگران ،تجاوز به حقوق دیگران و سایر موارد که با رفتن به درون خود می بینیم که کم و بیش با این موضوع آشنایی داریم .

الان با خواسته خود برای درمان اعتیاد آمده اید . اعتیاد جز "خمر" است ،پرده خمر بر روی عقل می کشد و خیلی مسائل اصلا دیده نمیشود ، اصلا متوجه رنج و عذاب همسفران نبودیم و مشغول مصرف مواد خود بودیم و در پایان شب خسته و خواب آلود به خانه می رفتیم و این موضوع مکرر تکرار می شد .باعث انواع مشکلات روحی و روانی برای همسفران شدیم ولی اکنون با اینکه فرمان که صادر شده است و با حرکت خودمان باعث عوض شدن تقدیر می شویم . بعنوان مثال : اگر قرار است امسال کمک راهنما شوی با حرکت خود و سهل انگاری به سال بعد موکول می شود علت طولانی شدن سفر اول بعضی افراد به همین صورت و بواسطه عملکرد خودشان است ،که ضمن اینکه فرمان صادر شده عملکرد آنها تقدیرشان را عوض می کند همه مسائل روزمره و حیات انسان و حتی الطاف خداوند از کلمه محبت است اگر انسان محبت نداشته باشد هیچ کاری را نمیتواند انجام دهد .اگر بازور و اجبار همسفران راهی کنگره شوید علیرغم حضور در لژیون هیچ آموزشی کسب نمی کنید اما اگر با خواست و اراده خود وارد شوید تمام سلولهای بدن و فکر آماده کسب آموزش می شوند یعنی با خالی کردن فکر و اندیشه از ضدارزش ها فضا را برای ورود اطلاعات و آموزشهای جدید آماده می کنند و ضد ارزش ها را از آن فضا بیرون می ریزند تا خالی شود . آموزش باعث تغییر ما نی شود ، درزمان مصرف با کوچکترین موردی شروع به پرخاشگری و درگیری می کردیم ولی الان با کسب آموزش و تغییرات انجام شده خبری از آن پرخاشگری و درگیری ها نیست .

اصل ماجرا نیروهای درون است که جناب مهندس در سی دی اشاره می کند . ما قبلا همه چیز را در بیرون می دیدیم و عقلمان در چشممان بود ، کسی که لباس شیک می پوشید را خوب و محترم و کسی که لباس نو و شیک به تن نداشت را بد و گدا می دانستیم  ضمن اینکه چه بسا افرادی در پس چهره نه چندان زیبا درونی آرام دارند که اگر با آنها هم صحبت شوید از او و سخنانش دل نمی کنید . هرچه در بیرون است با مقیاس کوچکتری در درون انسان هم وجود دارد ،ما اگر بخواهیم خالقمان را بشناسیم کافی است کمی به درون خودمان تفکر کنیم ، اگر فقط و فقط به کارکرد قلب خودمان تفکر کنیم  ما را بس است  .





:: برچسب‌ها: محبت , دلتنگی , کنگره 60 , مهندس , فرمان الهی , تقدیر ,
ن : مسافر فرزاد
ت : دوشنبه 7 خرداد 1397
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.